سه شنبه, 17 مهر 1397 - 16:33

آزادی کسب و کار، تنها راهکار برون رفت از اقتصاد بحران زده

امروزه در آستانه تغییرات تکنولوژی در کشور، جبر بازار و فشار رقبا؛ مدیران را وادار کرده است که دست از اصول و روش های کهنه مدیریتی بردارند و فرآیندهای عملیاتی کسب وکار خود را مجدد طرح ریزی کنند؛ کسب وکارها چاره ای ندارند که در پی آن فرآیندهای مدیریتی را نیز بازطراحی کنند. نتایج مورد نظر با طرح ریزی دوباره کارها حاصل می شود که تا یک مرحله امکان پذیر است، سپس با مانع روبه رو می گردد که این مانع، مدیریت است. تنها راهی که با استفاده از آن به تمام وعده های بازطراحی جامه عمل می پوشاند، به کار بردن طرح ریزی مجدد مدیریت است. با تغییر نگرش مدیران، نه تنها آینده سازمان درخشان می شود، بلکه حال نیز لذت بخش خواهد شد.

درک کردن ابعاد تحولات اقتصادی که در کسب و کار امروز کشور جریان دارد برای کسب وکارها بسیار دشوار شده است. این تحولات اقتصادی در ماه های اخیر بزرگ تر از آن است که یک شخص واحد، آن را تحلیل کند. شاید بهترین شیوه درک آنچه در جریان است این باشد که به عقب بازگشت و به تحولات اقتصادی مشابهی که طی سال های اخیر در کسب وکار رخ داده است فکر کرد.

مالکان کسب وکارهای بزرگ اغلب آن را از پدر یا پدربزرگی به ارث برده اند که کارخانه را از هیچ به وجود آورده است. اکنون این مالکان به صاحبان سرمایه یا سرمایه گذارانی تغییر پیدا کرده اند که تمایل چندانی به مدیریت کسب وکار اجدادی خود ندارند. تحولات سال ها و به ویژه ماه های اخیر باعث شده است خلأ بزرگی تحت عنوان خلأ رهبری هوشمند به وجود آید. در این شرایط چه کسی می خواهد کارخانه را سرپرستی کند، شرکت یا هر چیز دیگر را اداره کند؟

این حقیقت که مدیران کارخانه را سرپرستی می کنند و یا رهبران سازمان ها شرکت را اداره می کنند، به نظر بسیار بدیهی است. قدرت همیشه باید مشروع باشد؛ رهبری یک تشکیلات اقتصادی با خود، قدرت به همراه می آورد، اما برای مدیریت یک کسب وکار آیا قدرت به تنهایی کافی است؟

مالکان مشروعیت خویش را بر دو پایه استوار ساخته اند که از زمان های بسیار دور تاکنون هیچ گونه خللی در آن ایجاد نشده است. اینکه کسب وکار را خودشان به وجود آورده یا دست کم به ارث برده اند و به کار کردن در آن ادامه دادند. مدیران غیرمالک باید چیزی را ارائه کنند که جایگزین آن باشد. مدیران غیرمالک متعهد می شوند که به اعتبار تحصیلات رسمی شان، از خودگذشتگی شغلی شان و انگیزه شخصی شان می توانند کسب وکار را با کارایی بیشتر و سودآوری افزون تر از آنچه مالکان می توانستند تاکنون انجام دهند، اداره کنند.

تحولات اقتصادی ماه های اخیر از جمله تورم بالا، نوسانات نرخ ارز، تحریم های آمریکا و تلاطم در بازار کالاهای مصرفی، نشان می دهد که واردات چندان به صرفه نیست و این امر باعث شده است تا بسیاری از کسب وکارها ترجیح دهند خدمات و محصولات خود را به خارج از مرزها صادر کرده و از این طریق سود بیشتری عایدشان شود.

صادرات خدمات و محصولات، مدیران شرکت ها را در سراسر کشور، آهسته آهسته یا به طور ناگهانی با این حقیقت مواجه کرده است که این روزها تشکیلات آزاد، الزامی است. در این مدت، مدیران اغلب شرکت ها دریافته اند که تجارت آزاد مهم ترین استراتژی برون رفت از بحران اقتصادی برای رسیدن به سطح مطلوب رشد و پیشرفت و بهره مندی از تکنولوژی روز دنیا به حساب می آید، اما مهم تر از هدف، اتخاذ تاکتیک های مناسب برای رسیدن به این اهداف است. هر کس می تواند در این بازار بازی کند. مشتریان در جیب شان پول و در سرشان عقل دارند، آنان نیز آزادند تا هر طور مایل هستند سفارش دهند و انتخاب کنند. کسب وکارها هم آزاد هستند؛ از قید و بند کنترل و مقررات آزادند تا هرجا فرصت هایی را بیابند، در پی کسب آن برآیند. بنابراین در سطح داخلی هم بایستی سعی کرد مقدماتی را برای فضای کسب وکار آزاد فارغ از قیدوبندهای قانونی برای تجارت داخلی فراهم شود.

آزادی اقتصادی یک هدیه نامشخص اما یک شمشیر دو لبه است. کسب وکارها و همراه با آن ها، مدیران شان آزاد هستند تا موفق شوند. لیکن فرصت، طبق تعریف، فرصت شکست خوردن نیز هست؛ هرچند اغلب کسب وکارها این را نمی پذیرند. به عبارت دیگر آزادی یک چالش است و آزادی بی انتها، یک چالش بی انتهاست. آزادی اقتصادی شرایطی است که در آن افراد مادامی که به دنبال معیشت اقتصادی و کسب مالکیت بیشتر هستند، می توانند با اختیار فردی عمل کنند. آزادی اقتصادی، در بطن خود، رابطه حیاتی میان اشخاص و دولت را داراست. با این وجود، هسته مرکزی آزادی، تضمین حقوق مالکیت مدیران کسب وکارها و تأکید بر کوچک بودن دولت و میزان دخالت آن در اقتصاد است.

اساسا آزادی تجاری بیشتر، یعنی آزادی بیشتر کسب وکارها در فضای آزاد ملی و بین المللی. مقصود، شکل های بسیار مشخص آزادی است که طرح ریزی دوباره آن ها در سطح کشور را در بر دارد. این آزادی تغییر استراتژی های کسب وکار، فرآیندهای کاری و مدیریتی، چشم انداز و ماموریت کسب وکار است. این آزادی، آزادی در قلب پراکندگی اقتدار و مسئولیت به خارج سازمان و به جایی است که مشتریان واقعی هستند. این آزادی، آزادی است که بدون آن کسب وکار هیچ گاه نمی تواند چشم انداز و ماموریت هایی را که برای پاسخ به تقاضاها و فرصت های بازار نیاز دارد، فراخواند و این آزادی نوع بدیهی تر آزادی نیز است، آزادی از پیچیدگی ها و هزینه های فرآیندهای کسب وکار، آزادی از بوروکراسی های دست و پا گیر، آزادی از سلسله مراتب های مندرج در نمودارهای سازمانی و آزادی از نعش خاطره که حقیقتا به مثابه یک ماشین کهنه زنگ زده به نظر می رسد.

قیمت محصولات و یا خدمات در بازار آزاد از طریق عرضه و تقاضای مشتریان واقعی تعیین می شود، نه از طریق سیاستگذاری دولتی. بازار آزاد، در تضاد با بازار کنترل شده که در آن قیمت، عرضه یا تقاضا تابع سیاستگذاری یا کنترل مستقیم دولت هستند، قرار دارد. در بازار آزاد، عناصر اصلی بازار (خریداران و فروشندگان) می توانند بدون وجود موانعی نظیر انواع تعرفه های نامتعارف، مقررات مربوط به پروانه های غیرمجاز، مالیات های اجباری، یارانه ها، اتحادیه ها و دیگر آیین نامه هایی که به نفع برخی هستند و به ضرر کسب وکارها، به تجارت بپردازند. در این بازار مالکان و مدیران کسب وکارهای بزرگ حضور بسیار قدرتمندی دارند و همین امر نفوذ شرکت های تازه تاسیس را به بازار دشوار می سازد؛ هرچند که هیچ گونه مانع قانونی برای ورود به بازار، در سیستم بازار آزاد، وجود ندارد.

و بالاخره جمله پایانی: بازارهای آزاد به سیاستمداران، مالکان و مدیران کسب وکار، مردان و زنان آزاد نیاز دارند تا آینده را بسازند. آزاد باشید و آزادانه عمل کنید.

دانشجوی دکترای مدیریت حرفه ای کسب و کار*

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی