جمعه, 13 مهر 1397 - 16:50

راز محبوبیت و هوش عاطفی در یک کلمه خلاصه می شود

با افزایش سن و پختگی بیشتر، بزرگ ترین درسی که یاد گرفته ام این بود که بسیاری مسائل در زندگی واقعاً ساده هستند و ما همچنان سعی در پیچیده ساختن آنها داریم؛ این کار به ما حس ارزشمندتر بودن می دهد. در اینجا بود که به مطالعۀ اخیر دانشگاه هاروارد برخوردم که مرا تحت تأثیر قرار داد. مقاله به بررسی نقش پرسیدن سؤال بر روابط میان فردی پرداخته بود. یافته های این مقاله حاکی از این بود که پرسیدن سؤال، یکی از مهمترین جنبه های اعتماد و یک رابطه باز و همچنین از مهمترین جنبه های هوش عاطفی بالاتر و یادگیری است.

قبل از اینکه مفصلاً به این یافته ها بپردازم، مایلم شما لحظه ای درنگ کنید و به تأمل درباره افرادی که نزدیک ترین ارتباط را با شما دارند، بپردازید. حتماً لازم نیست این روابط بلندمدت یا مربوط به افرادی باشند که شما به طور معمول با آنها سر و کار دارید، بلکه می تواند مربوط به افرادی شود که مایلید با آنها در ارتباط باشید، چرا که تصور می کنید ذهنیت شان با شما مشابه و رابطه حسی و پیوندی عاطفی میان شما برقرار است.

حاضرم شرط ببندم اگر شما درباره گفت وگوهای تان با افرادی که در این حلقه درونی جای می گیرند فکر کنید -چه این افراد کسانی باشند که شما را نصیحت می کنند و چه افراد خاصی در زندگی شما باشند- متوجه خواهید شد که نقطه ای مشترک در تمامی این روابط وجود دارد: نقش سؤال پرسیدن. شما خیلی راحت و بدون ملاحظه حاضر هستید از آنها سؤال کنید و حتی از سؤالات آنها درباره خودتان لذت هم می برید. در زمان پرسیدن این پرسش ها، یک افشاگری متقابل برای شما رخ می دهد که نه تنها از میزان اعتبار و صحت شما در آشکارسازی خود برای دیگران پرده برمی دارد، بلکه شما را به ایده ها، سؤالات و بینشی می رساند که به تنهایی قادر نبودید به آن دست یابید. این همان جوهره درونی تحقیقات هاروارد است که توسط آلیسون وود بروکس (Alison Wood Brooks)و لزلی کی. جان (Leslie K. John) به رشته تحریر در آمده است.

از کجا یاد گرفتید سوال بپرسید؟

یادگیری اینکه چگونه سؤال بپرسید، چیزی نیست که بیشتر افراد بلد باشند؛ مگر اینکه شما وکیلی در حیطه قانونی بوده باشید یا یک پزشک و یا خبرنگار. این گونه نیست که بگوییم هر کدام از این حرفه ها، دارای یک فرمول جهانی کاربردی هستند که نشان می دهد چگونه سؤال را به بهترین نحو بپرسیم، بلکه مسئله این است که در هر کدام از این حرفه ها داشتن رابطه ای شفاف بسیار حیاتی و مهم است. در گفت وگو با شخص مقابل باید تمرکز خود را بر روی او بگذارید تا بتوانید رابطه ای اثربخش با وی داشته باشید.

مطلب مرتبط:هوش عاطفی برند و نقش آن در افزایش فروش

بزرگ ترین و مهم ترین سؤال این است که چگونه از سؤالات مان در مواردی که هدف ما یک رابطه بلندمدت است استفاده کنیم.

آنچه بروکس و جان کشف کردند به خودی خود مسئله شگرفی نبود. همه ما این را درک می کنیم که همدلی و علاقه نسبت به شخصی دیگر نشان دهنده این است که می خواهیم آنها را بهتر بشناسیم. اما مسئله این است که چگونه به بهترین نحو این سوالات را بپرسیم تا نشان دهنده همدلی ما باشند. این مسئله چیزی نیست که ما آن را قبلاً تمرین کرده باشیم و حتی در صورت تمرین باز هم ممکن است در این راه دچار اشتباه شویم.

جهت کمک به این موضوع بروکس و جان دستورالعمل هایی را در پژوهش شان ارائه کرده اند. این موارد کمک می کنند بهترین سؤال ممکن را بپرسیم که شکل دهنده یک پیوند بنیادین محکم، اعتماد، همدلی، شفافیت و از لحاظ هوش عاطفی صمیمانه باشد.

به سوالات پیگیری توجه کنید

براساس تحقیقات بروکس و جان، چهار نوع سؤال وجود دارد: سؤالات مقدماتی (مانند: حال شما چطور است؟)، سؤالات انعکاسی (مانند: من خوبم، شما چطورید؟)، سؤالات کاملاً تغییردهنده (مانند سؤالاتی که به طور کلی موضوع بحث را عوض می کنند) و سؤالات پیگیری کننده (سؤالاتی که اطلاعات بیشتری را طلب می کنند). تمامی این سؤالات جایگاه خاص خود را دارند، اما سؤالات پیگیری کننده به طور ویژه ای مهم هستند. این سؤالات نشانه هایی هستند از علاقه شما به شخصی که دارید با او صحبت می کنید. عکس این قضیه نیز صادق است. اگر شما سؤالات پیگیری کننده را نادیده بگیرید و صرفاً به سایر سؤالات ذکرشده اکتفا کنید، گفت وگوی شما در بدترین حالت، تبدیل به تفتیش عقاید می شود و در بهترین حالت تبادلی ناخوشایند خواهد بود. همچنین به یاد داشته باشید زمانی که شخصی به یک سؤال پاسخ می دهد، معمولاً در را کمی بازتر می کند تا شاید بتواند اطلاعاتی را آشکار کند که دوست دارد آنها را به اشتراک بگذارد.

بدانید چه موقع از سؤالاتی با پایان باز استفاده کنید

همۀ ما می دانیم که سؤالات با پایان باز از سؤالاتی هستند که صرفاً پاسخ آری یا خیر دارند. این موارد حتی بهتر از سؤالاتی هستند که در چند گزینه به شما حق انتخاب می دهد؛ چرا که منجر به پاسخ هایی غنی تر و آشکارکننده تر می شوند. این یک حقیقت است؛ هرچند مسئله ای که ما اغلب آن را نادیده می گیریم، خطر استفاده از سؤالات با پایان بسته هستند که حس جانبداری و سوءاستفاده را منتقل می کنند. همه ما در معرض پرسیدن یا پرسیده شدن سؤالات پایان بسته ای که هدف شان کشاندن ما در یک موقعیت از پیش تعیین شده است بوده ایم. من دوستی دارم که در پرسیدن سؤالات پایان بسته چنان بدنام است که زمان انجام این کار چنین به نظر می رسد که حضور یا عدم حضور من در آنجا تنها یک گزینه است! بعد از پرسیدن سؤال کمی درنگ کنید و به شخص مقابل اجازه دهید آن را هضم کند و سپس پاسخ دهد. سعی نکنید تنها برای خالی نبودن عریضه یا شکستن سکوت سؤال بپرسید. به عنوان مثال یکی از بهترین روش ها استفاده از سؤالات پیگیری کننده با پاسخی پایان بسته در انتهای سؤال است، مانند آری یا خیر. به عنوان مثال «می توانی بگویی چرا جوابت مثبت بود (یا نه) ؟»

توالی را درک کنید

یکی از جالب ترین یافته های تحقیق این بود که ترتیب سؤال ها اثر بسیار مشهودی بر نحوه پاسخگویی افراد داشت. زمانی که هدف ما به دست آوردن اطلاعات و یا رسیدن به یک نوع بینش است (بدون توجه به اینکه مقصود ما داشتن رابطه ای بلندمدت است یا خیر) باید با سخت ترین و تهاجمی ترین سؤا ل ها آغاز کنیم، چراکه در صورت استفاده از این روش، ادامه کار کمتر دشوار و تهاجمی به نظر خواهد رسید. هرچند در یک رابطه ساختن تناقض، کار صحیحی است. ما باید صمیمیت، اعتماد و شفافیت ایجاد کنیم. محققان این پژوهش از مثالی بهره بردند که مربوط به یکی از ویدئوهای پرطرفدار تِد بود که درباره 36 پرسش که سبب می شوند افراد عاشق شوند حرف می زد. این 36 سؤال پایه اصلی کار آنها را در مقاله کسب و کار هاروارد تشکیل می داد.

«آرتور ارون (Arthur Aron) غریبه هایی را استخدام کرد تا به آزمایشگاه بیایند. آنها را به صورت زوج های دونفره کنار هم و فهرستی از سؤالات را در اختیار آنها قرار داد. به آنها گفته شد با سؤالات نسبتاً جزئی کار خود را شروع کنند و سپس به سؤالات عمیق تر و درونی تر برسند؛ سؤالاتی همچون «بزرگ ترین پشیمانی شما چیست؟». از زوج هایی که در گروه کنترل بودند خواسته شد تا به طور ساده با یکدیگر به معاشرت بپردازند. زوج هایی که از سؤالات تعیین شده استفاده کرده بودند نسبت به زوج های گروه کنترل بیشتر به یکدیگر علاقه مند شده بودند. این اثربخشی آن قدر قوی است که به صورت فرمولی با عنوان «القای نزدیک کننده رابطه» در آمده است. محققان از این فرمول جهت ایجاد حس ارتباطی بین داوطلبان شرکت کننده در تحقیقات استفاده می کنند.»

از لحن صحیح استفاده کنید

لحن از تمامی آنچه برای پایان دادن یا آغاز یک مکالمه بهره می بریم مهم تر است. یافته ها دقیقاً همان چیزی هستند که انتظارش را دارید: پرسیدن سؤالات به روش معمول، بیش از لحن خشک و رسمی در افراد احساس نزدیکی ایجاد می کند. اما نکته جالب اینجاست که این حقیقت در تمامی انواع ارتباطات کاربرد دارد، حتی سؤالات و نظرسنجی های آنلاین. در این پژوهش از نظرسنجی آنلاین نیز سخن به میان آمده است؛ جایی که عده ای از افراد را با پرسشنامه هایی با لحن رسمی و گروهی دیگر را با پرسشنامه هایی با لحنی شوخ و سرگرم کننده آزمایش کردند. براساس پژوهش، شرکت کنندگان دسته دوم، دو برابر بیش از سایرین تمایل داشتند اطلاعات حساس شان را فاش کنند.

البته هر نوع استراتژی که برای به حرف آوردن افراد داشته باشید، می تواند مانند شمشیری دو لبه عمل کند. در حقیقت بسیاری از نرم افزارهایی که برای جمع آوری اطلاعات شخصی در شبکه های اجتماعی به کار می روند، می توانند منجر به رسوایی دیگری همچون رسوایی تحلیلی کمبریج شوند، چرا که در آنجا هم از همین نرم افزارهای سرگرم کننده و به ظاهر بی اهمیت استفاده شده بود.

به پویایی گروه توجه کنید

همیشه به این صورت نیست که شما سؤالات را یک به یک بپرسید. زمانی که بحث گروه به میان می آید، پاسخ ها لزوماً تحت تأثیر قرار می گیرند. نکته جالب توجه این است که تنها چند نفر تعیین کننده این اثرپذیری در گروه هستند؛ افرادی که با یکدیگر احساس راحتی و نزدیکی می کنند. یافته دیگر این پژوهش آن است که افراد ثالثی که شاهد گفت وگوی دو نفر در گروه هستند، بیشتر علاقه مند به شخصی می شوند که به سؤالات پاسخ می دهد تا شخص سؤال کننده. دلیل این امر آن است که شخص سؤال کننده چیز زیادی از خود بروز نمی دهد و حتی ممکن است متکبر یا خودخواه نیز به نظر برسد. این پژوهش همچنین به کاوش این مسئله پرداخته است که آنچه سبب می شود پاسخ به سؤالات بامعنی و سازنده باشد، پیشبرد حس عدالت، پیوند و به اشتراک گذاری است. نتیجه نهایی این است که شما باید برای تعادل، شفافیت و به اشتراک گذاری تلاش کنید. اگر به هر نحوی تعادلی در کار نباشد، ممکن است مکالمه شما به بیراهه رود و ایجاد ناراحتی و یا حتی نسبت به انگیزه های شخص سؤال کننده شک و تردید ایجاد کند.

اما به طور کلی مسائل عنوان شده خیلی هم کامل نیستند. همچنان اگر شما پیگیر آنچه می پرسید، نحوه پرسش و میزان استفاده از موارد فوق شوید، باز هم ممکن است اینکه گاه تا چه حد از این موارد انحراف دارید شگفت زده تان کند. ما همه دوست داریم این حس را داشته باشیم که یک نفر به ما علاقه دارد. دوست داریم این حس را داشته باشیم که آنچه را با دیگران به اشتراک می گذاریم به طور یگانه ای مختص به خود ماست و ما را تبدیل به فردی ارزشمند می کند. دوست داریم با افرادی شایسته ارتباط داشته باشیم و می خواهیم دیگران نیز ما را افرادی شایسته بدانند.

در یک کلمه بگویم، سوال درست را بپرسید. به همین سادگی؛ آن را پیچیده نکنید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی