پنج شنبه, 26 مهر 1397 - 17:07

دانش نهفته در پس انگیزه: چگونگی تغییر دادن فرآیند تفکر / به باانگیزه ترین فرد در جمع تبدیل شوید

انگیزه عامل بسیار مهمی هنگام فراگیری یک مهارت جدید است، اما انگیزه بی حد و حساب نیست و حدومرزی دارد.

همگی ما انفجارهایی از انگیزه یا عزم راسخ را تجربه کرده ایم. زمانی که تصمیم گرفته ایم نهایت تلاش مان را برای یادگیری زبان فرانسه یا اسپانیایی، راه اندازی کسب و کار و هزار و یک فعالیت جدید دیگر به کار ببندیم. این شور و هیجان را معمولاً در مواقعی مانند سال نو، روز تولد یا زمانی حس می کنیم که با افرادی همفکر و همدل ارتباط برقرار کرده ایم که ما را تشویق می کنند تا رویاهای مان را دنبال کنیم. در چنین فرصت های نابی است که ترغیب می شویم تا طرز فکرمان را تغییر دهیم.

درحالی که دو عامل نخست ایجاد انگیزه، یعنی سال نو و روز تولد، هر کدام فقط یک بار در سال رخ می دهد، عامل سوم یعنی قرار گرفتن در حلقه افرادی که می توانند انگیزه و انرژی را در ما تزریق کنند، تحت کنترل خودمان است و هر روز می توانیم چنین شرایطی را برای خودمان ایجاد کنیم.

به قول جیم ران: «ما میانگینی از 5 نفری هستیم که بیشترین وقت خود را در کنار آنها می گذرانیم. »
محیط پیرامون مان نه تنها منشأ بخش اعظم انگیزه های ما در طول زندگی است، بلکه به حفظ و به ثمر نشستن آنها نیز کمک می کند. بنابراین اگر می خواهید فرآیند تفکرتان را تغییر دهید، باید ابتدا محیط تان را کنترل کنید.

آزمایش زندان استنفورد

یکی از معروف ترین و در عین حال بحث برانگیزترین آزمایش های روانشناسی اجتماعی تا به امروز، آزمایشی است که فیلیپ زیمباردو، روانشناس و استاد دانشگاه استنفورد طراحی کرده است.

زیمباردو و همکارانش یک آگهی به شرح زیر در روزنامه چاپ کردند:

«به چند دانشجوی پسر برای انجام یک آزمایش روانشناختی نیازمندیم. این دانشجویان مدت یک تا دو هفته زندانی می شوند و به ازای هر یک روز 15دلار دریافت می کنند.»

هدف از آزمایش این بود که رفتار افراد در محیط های خاص بررسی شود. بخشی از شرح این آزمایش که در مجله استنفورد به چاپ رسیده، به شرح زیر است:

«نیمی از شرکت کنندگان در آزمایش بی رحمی و سوءاستفاده غیرانسانی از سوی همنوعان خود را تا شش روز تحمل کردند. زندانبانانی که جزو افراد آزمون بودند، در ساعات مختلفی از روز بقیه را به شدت به باد توهین و سرزنش می گرفتند، آنها را برهنه می کردند، اجازه خوابیدن به آنها نمی دادند و مجبورشان می کردند که به جای سرویس بهداشتی از یک سطل پلاستیکی استفاده کنند. برخی از آنها شورش کردند، عده ای دچار هیستری و حمله عصبی شدند و تعدادی افسرده و گوشه گیر شدند. زمانی که این وضعیت به شورش کشیده شد، پژوهشگران صرفاً به تماشا ایستادند و نظارت کردند تا این که در نهایت یکی از زندانیان اعتراض کرد.

زمانی که با یکی از زندانبانان بدرفتار مصاحبه شد، او چندان از اعمال خشونت آمیز و بی رحمانه خود پشیمان نبود و رفتارش را حساب شده می دانست، نه چیزی که تصادفاً و از روی نادانی انجام داده باشد.

«رفتار من تصادفی نبود و کاملاً با برنامه ریزی پیش رفتم. کارم را طبق نقشه دقیقی شروع کردم، سعی کردم دیگران را وادار کنم که واکنش نشان دهند تا موضوعی وجود داشته باشد که پژوهشگران بتوانند روی آن کار کنند.»

این آزمایش بحث برانگیز یک نمونه اغراق شده از تأثیر محیط بر روی رفتار، انگیزه و فضای فکری ما است.

چگونگی ایجاد تغییر مثبت در فرآیند تفکر

همان طور که در مورد آزمایش زندان استنفورد مشاهده کردید، یک محیط مخرب می تواند منجر به بروز رفتارهایی زیانبار شود؛ عکس این موضوع نیز صادق است. یعنی اگر در انتخاب افرادی که با آنها ارتباط دارید، مکانی که در آن زندگی می کنید و غذایی که می خورید، دقت کنید، می توانید محیط مثبتی را ایجاد کنید که رفتارتان را به سمت رفتار مثبت سوق دهد و به حفظ رفتارهای سودمندی کمک کند که ادامه راه زندگی را برای تان آسان تر خواهد کرد.

براساس پژوهشی که دکتر جان سی. نورکراس در کتابش Changeology منتشر کرده است، تکنیک استفاده از محیط تحت تأثیر عوامل دیگر قرار می گیرد:

«افراد آنقدر درگیر بررسی احساسات و افکار درونی خود می شوند که فراموش می کنند محیط شان را با هدف شان هماهنگ کنند.»

اکثر ما محیط پیرامون روزمره مان را، مثبت یا منفی درک نمی کنیم، چون آنقدر در امور روزمره ای مانند ارتباط برقرار کردن با افراد یکسان، خوردن غذاهای تکراری و آموزش به یک روش همیشگی غرق شده ایم که به سختی می توانیم خودمان را از این باتلاق روزمرگی نجات دهیم، مگر آن که برای خودمان قدری وقت بگذاریم، گامی به عقب برداریم و اندکی فکر کنیم.

چگونه محیطی ایجاد کنیم که در خدمت ما باشد

روش های مختلفی برای طراحی یک محیط بهتر و سودمند وجود دارد.

به گفته اریسون سووت ماردن: «یک انسان موفق و قوی قربانی محیطش نمی شود، بلکه تلاش می کند تا محیط را به نفع خود تغییر دهد.»

1ـ شناسایی 20درصد

نخستین گام این است که محیط های معدودی را در زندگی تان شناسایی کنید که بیشترین انگیزه، شادی و رفتار مثبت را در شما تزریق می کند. برای این کار می توانید از نسبت 20/80 پارتو به عنوان یک قاعده کلی استفاده کنید.

مطلب مرتبط: نکات انگیزشی از زبان اسطوره های موفقیت

برای مثال اگر می خواهید اسپانیایی یاد بگیرید، احتمالاً آموزش توسط یک معلم خصوصی که دائماً با شما کار می کند، کمک می کند تا 80درصد انگیزه تان را حفظ کنید. به جای آن که بازه توجه و زمان خود را بین محیط های بدون تأثیر مختلفی مانند کلاس های زبان، مکالمه با دیگران و. . . تقسیم کنید، می توانید توجه و انرژی تان را معطوف یک چیز کنید.

2ـ تصمیم گیری خودکار

هر زمان که فرصت پیدا کردید، محیطی را برای خودتان طراحی کنید که بتواند به اتخاذ تصمیم هایی خودکار و البته مثبت کمک کند. نتایج پژوهشی که توسط برایان وانسینک در دانشگاه کرنل انجام شد، حکایت از آن دارد که چنانچه بشقاب غذاخوری تان را از بشقابی به قطر 25سانتی متر به قطر 22 سانتی متر تغییر دهید، 22درصد کمتر غذا خواهید خورد. به همین نحو می توانید از همان ابتدا همواره یک برنامه مشخص برای کلاس زبان داشته باشید تا دیگر در این باره نگران نباشید. هرچه کمتر راجع به این موضوعات روزمره فکر کنید، بهتر است.

3ـ محیط منفی را از بین ببرید

می توانید از قانون 20/80 برای شناسایی 20درصد محیط منفی اطراف تان استفاده کنید که عامل ایجاد 80درصد ناراحتی، تأثیرات منفی یا بی انگیزگی است.

این20درصد می تواند مربوط به 20درصد افرادی باشد که با آنها ارتباط دارید، 20درصد غذایی باشد که میل می کنید یا 20 درصد شیوه سپری کردن وقت باشد. برای مثال اگر می خواهید خوردن غذاهای مضر را متوقف کنید، چنانچه این غذاهای ناسالم را در مکان های دور از دسترس یا دور از دید نگه دارید، انجام این کار برای تان آسان تر خواهد شد.

جمع بندی

هدف از این مقاله این بود که متوجه شوید، درباره اهمیت خودانگیزشی بیش از حد مبالغه شده است.

ما باید محیطی را طراحی کنیم که نه تنها خودانگیزشی را تقویت کند، بلکه به ما کمک کند تا انگیزه خود را در درازمدت حفظ کنیم و به این ترتیب بتوانیم به اهداف غایی خود برسیم. خبر خوب این است که اگر محیط های پیرامون مان را در همان بار اول به درستی طراحی کنیم، لازم نیست آنها را دائماً از نو طراحی کنیم. سخن آخر این که پژوهش ها نشان داده است، ما ظرف 66 روز می توانیم عادتی را در خودمان ایجاد کنیم تا دیگر لازم نباشد به طور فعال درباره این تصمیم های خوب فکر کنیم.

زندگی را مانند یک بازی در نظر بگیرید. هر چه بیشتر برای طراحی سیستم و محیطی که برای ما سودمند است، وقت بگذاریم، نتیجه بهتری را از زندگی مان خواهیم گرفت.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی