شنبه, 17 شهریور 1397 - 14:21

داستان آغازین کسب و کار ، ارزشمندترین داستان

نیک مورگان می گوید در جهان مردم انتخاب های زیادی دارند و داستان می تواند عامل تعیین کننده ای باشد. هر کسب وکاری یک داستان منشا آغازین و اولیه دارد، چرا که یک کسب و کار وجود دارد. بنیان گذاران قرار است چه مشکلی را حل کنند و چه راه حلی برای آن اندیشیده یا برای آن تلاش هایی کرده اند. در واقع می خواهم بدانم که داستان اولیه چیست و این شروع داستانگویی است.

یک سازمان ، محصول یا فرد قرار است چه چیزی به مخاطبش ارائه کند و البته فرقی هم نمی کند که تولیدکننده لاستیک باشد یا یخچال و یا کفش. داستان بر چگونگی ارزیابی محصول یا خدمات برند و اینکه آیا من می خواهم به چشم انداز خود بپیوندم تاثیر می گذارد . هنگامی برای مشتریان خود الهام بخش هستیم که بتوانیم آن ها را به داخل و درون خود ارتباط دهیم . امروزه کسب وکارها خیلی سریع باید تکامل پیدا کنند زیرا کارکنان به ندرت در یک شغل باقی می مانند و تکنولوژی به سرعت در حال رشد است و این واقعیتی است که باید آن را درک کنیم . 

برای این که دیگران ما را دنبال کنند باید اصولی همچون داستان اولیه (چگونه همه این ها آغاز شد)، زبان (لغت نامه مشترک) ، عادات و سنت ها (چگونه جامعه را درگیر کنیم تا اصول ما را تایید کنند) و پیشنهاد ( دلیل ما برای بودن ) را رعایت کنیم.

این ها سازه های جامعه ای هستند که برندهای قدرتمند خلق می کنند ، معنا را ایجاد کرده و بافت هدفمندی برای رشد و پایداری می آفرینند.

مطلب مرتبط:عناصر مهم برای یک داستان

داستان اولیه چیست؟

داستان اولیه ، داستان شرکت است و بیان می کند قراراست چه چیزی را به نمایش بگذارد. شامل جزئیاتی مانند این که چرا ، چه زمانی ، چگونه ، کجا و .... شروع به کار کرده است .

اساسا، داستان اولیه یا منشاء یک برند ، ارزشمند ترین داستان است و همه داستان ها و رویدادهای آینده بر آن استوار است.

داستان اولیه بیوگرافی نیست، « ما سه نفر بودیم که در سال 1385 رستورانی در تهران افتتاح کردیم. امروز ما دو تیم اداری با 30 فرد خلاق ، هوشمند و با نشاط داریم که هر روز هر یک برای کار خلاقانه و موثر آماده می شوند.» داستان اولیه ، موضوعی نیست که به دیگران با کلمات بگویید چگونه هوشمند و بانشاط فکر می کنید ، بلکه آن ها باید آن را بدانند ودرک کنند. این چیزی است که شما می گویید ، نه آنچه می خواهید مردم فکر کنند شما هستید .

چگونه یک داستان اولیه بنویسید؟

داستان اولیه به شما می گوید چه کسی هستید و چه چیزهایی برای افرادی که خارج از شرکت شما هستند انجام می دهید. این چیزی بیش از معرفی خودتان است، به اشتراک گذاشتن داستان اولیه تمرینی برای قرارگرفتن در معرض آسیب پذیری است، و فرصتی برای برقراری ارتباط از طریق ایجاد اعتماد است، چیزی که هر کسب و کاری برای آن تلاش می کند. به همین دلیل است که داستان اولیه برند شما بسیار مهم است.

حداقل نتیجه داستان اولیه این است که به مردم حسی را می دهد بر این اساس که شما چه کسی هستید .در بیشتر موارد عامل تعیین کننده ای است که مردم می خواهند چیزی را بخرند که شما می فروشید، با شما کار کنند یا در ایده های خود سرمایه گذاری کنند. این همان نقل قولی است از نیک مورگان که «در تصمیم خرید» داستان ممکن است عامل تعیین کننده باشد، که در بالا ذکر شد.

هنگامی که شما با دیگران برای کسب وکار، استعداد یا پول سرمایه گذار رقابت می کنید، چگونه برقرار می مانید. هیچ کس داستان شما را ندارد، هیچ کس چشم انداز منحصر به فرد شما را ندارد، هیچ کس کارسنجیده ای را که انجام دادید تا به اینجا برسید را انجام نداده است. داستان می تواند مردم را به کسب وکار شما جذب کند، آن ها بگویند درسته و بلافاصله همه چیز را فراموش کنند. به خاطر داشته باشیم بهترین داستان برنده است.

البته باید به خاطر داشت، داستان اولیه سطحی از وفاداری را در مخاطب ایجاد می کند که به طور اتوماتیک در مورد آنچه که در معرض فروش قرار می دهیم متعصب باشند . با این حال، اگر داستان اولیه خود را به ماهرانه و بادقت در همه جا بیان نکنیم ، ظرفیت پیوستگی و ارتباط با مخاطب را از دست می دهیم.

چه کسی باید داستان اولیه خود را بنویسید؟ معمولا« نوشتن داستان اولیه و طرح آن توسط بانی و یا بنیان گذار سازمان اتفاق می افتد. در صورتی که بنیان گذاران چند نفر باشد از ظرفیت ها و حقایق مشترک استفاده می کنند. ایده خوب این است که گروهی که اصول داستانگویی را می دانند و با این حوزه آشنایی دارند در کنار بنیان گذاران، داستان را به نحو درستی با رعایت اصول پیش ببرند تا برای مخاطب و شنونده جالب و جذاب به نظر برسد. درهر صورت کار تیم متخصص کمک کردن به درست نوشتن داستان است. هیچ چیزی بدتر از نوشتن یک داستان اولیه بد نیست.

مطلب مرتبط:عوامل کلیدی برای ساخت داستان گویی

چه چیزی باید در داستان اولیه درنظرگرفته شود؟ چند قاعده ساده را همواره رعایت کنید :

1. حال وهوا را تنظیم کنید

ویژگی ها و حال وهوای داستان را فروتن، صادقانه و معتبر تنظیم کنید .

2. صادق باشید

طوری عمل نکنید که انگار همیشه می دانستید همیشه قرار است چه اتفاقاتی بیافتد و شما از قبل پیش بینی کرده و آماده بوده اید. در مورد اتفاقاتی که افتاده صادقانه بگوییم که فکر می کردیم شاید یا احتمالا می تواند درست بوده باشد. طوری القا نکنیم که همه چیز در چنته داشته ایم.

3. در مورد شکست ها صحبت کنید

مخاطبان بدانند مسیری که طی شده با تلاطمات و مصائبی همراه بوده ولی خود را در آن گیر نیاندازیم.

4. با بیان اول شخص بنویسید

نیاز ندارید در مورد خودتان با ویژگی سوم شخص بنویسید. در مورد خودتان بنویسید تا مخاطب احساس همراهی بیشتری داشته باشد.

5. مختصر بنویسید

این به معنا کوتاه نوشتن نیست. اطلاعات دقیق را به گونه ای فراهم کنید تا مردم با سفر همراه شوند، از یورش و سقوط. بنابراین باید بدانیم قرار نیست یک رمان نوشته ومنتشر کنیم .

6. آن را جالب کنید

یک لیست از وقایع و تاریخ ها داشته باشید. اگر می خواهید الهام بخش باشید ، سعی کنید از سفر قهرمان تان استفاده کنید و داستان خود را بگویید. سفر قهرمان دارای سه مرحله است که هر فرد (یا قهرمان) در یک لحظه در زندگی خود می گذراند:

مرحله اول، آغاز :

یک فرصت برای حل یک مشکل را دیدید. تصمیم گرفتید که این مشکل را با تمام امید و هیجان فردی که تازه شروع کرده اید حل کنید.

مرحله دوم، تضاد یا کشمکش :

مشکلات را از طریق راه حل ها با اقدامات و فعالیت های تان حل و فصل کرده اید (و یا شکست هایی در طی مسیر راه حل داشته اید )، در نهایت در حال توسعه حداقل خدمات قابل اعتماد یا محصول که زندگی مشتریان شما را بهتر ساخته ، می باشید . در هر رویدادی آنچه باید برجسته باشد استقامت، تلاش وکار سخت است . باید توجه داشت که راه اندازی یک کسب و کار همواره سخت است. اگر چیزی که می گوییم آسان باشد، مردم نیز همان را می بینند.

مرحله سوم، بازگشت :

هنگامی که مشکل را حل کردید، در واقع یک نمونه اولیه را راه اندازی کرده اید، یک خدمت جدید را شروع کرده اید و آن پاسخی است به بازار و به دیگران کمک می کند از طریق آن مشکلات شان را حل کنند.

مطلب مرتبط: داستان کسب ‌و کار

می توانید تصمیم بگیرید که داستان اولیه را از طریق یک پست وبلاگ ، ویدئو، پادکست و یا هرجای دیگری که مناسب می دانید منتشر کنید. فقط مطمئن شوید هر جایی که داستان تان را منتشر می کنید ، دقیقا همان جایی است مردم به راحتی می توانند به آن دسترسی پیدا کنند. همچنین یک چارچوبی را انتخاب کنید که فکر می کنید برای افرادی که می خواهید به آن ها دسترسی پیدا کنند ، به خوبی کار می کند.

به یاد داشته باشید همیشه می توانید با داستان های کوچک شروع کنید. چیزی که مردم بیشتر در مورد آن اهمیت می دهند، محتوای داستان است، بنابراین در تلاش برای ساخت داستانی حماسی نباشید. داستان های اصیل، ساده و صریح همیشه برنده می شوند و این همان چیزی است که داستان اولیه بر مبنای شکل می گیرد.

داستان ها ، روایت های تلخی و شیرینی، تلاش ها و ناکامی ها هستند، ولی همواره بهترین داستان ها برنده می شود.

کارشناس ارشد بازاریابی *

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی